من زیستنم قصه مردم شده است ... یک تو وسط زندگی ام گم شده است...
-
تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 5:19
دلم برایت تنگ شده... خسته شده ام از نوشتن این چیزها ... اما حالا که حتی نمیتوانم صدایت را بشنوم حس میکنم خیلی دلم برایت تنگ شده و چاره ای جز نوشتنش ندارم. همیشه هیچ چاره ای جز نوشتن نیست... من تمام راه ها را رفته ام. بارها صدای سرد و خشن زنی را که به جای تو تلفنت را جواب داده است شنیده ام و تلفن را ...
عاشقانه های یک دانشجوی پزشکی
-
تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 22:41
این روزها حالم خوش نیست. همه چیز در این جسم بیمارم بهم ریخته است. کمی که راه میروم نفسم تنگ میشود. پزشکم میگوید به نبودنت آلرژی پیدا کرده ام. برایم اسپری نفست را نسخه کرده. دو پاف هر دوازده ساعت. اخر نفست جز کورتیکواسترئیدهای استنشاقی طولانی اثر طبقه بندی میشود. سرم هم خیلی درد میکند. حالت تهوّع هم ...
صد . شصت . هفت
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 17:08
خیلی حرفها داشتم برا زدن. میخواستم در مورد محرم یک پست بنویسم . در مورد بعضی رفتارهای اصطلاحا روشن فکرانه ی نسل خودم که داره گند میزنه به همه چیز. یه سری ژست ، درسته صرفا ژست ، روشنفکرانه که داره با نفهمی تمام تمام اعتقادات نیم بند نسل من رو از نسل بعد دریغ میکنه.واقعا گاهی متاسف میشم برا نسل بعد از...
داره بارون میاد...
-
تاریخ: 1395/7/15 ساعت: 11:07
یه چیزی بگم بهت بیاد دوست دارم زیاد میمیرم اگه نبینمت یا دلت منو نخواد چه هوای عاشقونه ای داره بارون میاد داره بارون میاد ... اگه بدونی بخاطرت حالم چه جوریه اینا همه تقصیر دله تقصیر دوریه... اومدن تو قشنگترین مزد صبوریه... مزد صبوریه ... *صدای پویا بیاتی +داره بارون میاد...اولین بارون پاییز :) بارون...
این پاییز دوست داشتنی
-
تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 2:37
یه جورایی خدا هم جدیدا داره از أصل غافلگیری استفاده میکنه. یهو چنان درجه هوا افتاد پایین حالا انگار چه خبر شده!! یعنی مثلا دیروز صبح میرفتی بیرون یارو رو با تیشرت رو موتور میدیدی امروز همون ادمو با کاپشن !! :)) بعد من خیلی حس خوبی دارم الان. یعنی الان که رو تخت ارتاقم دراز کشیدم نسبت به دیروز در همی...
و میفرماید : و تعز من تشا و تذل من تشا ... و یه چیزی تو همین مایه ها خلاصه!
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 4:11
از وقتی هم که این بازی های وبلاگی نظیر تاپ بلاگر و اینا مد شده ، یه مرضی افتاده به جون با سعادت بنده! اونم اینه که دوره افتادم بین وبلاگهایی که میدونم منو میخونند تا ببینم آیا کسی گوشه و کنار پست هاش نامی از این بنده ی سراپا تقصیر اورده یا نه! که خب میبینم نه! بعد من هی میگم هیچ کی منو دوست نداره بذ...
به خون جگر شود...
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 4:11
و لنبلونکم بشی ء من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرین، الذین اذا اصابتهم مصیبة قالوا انا لله و انا الیه راجعونگویند سنگ لعل میشود در مقام صبر...آری...شود...ولیک به خون جگر شود.................................................................................................
تقصیر توئه... پاییز اگه پر کرده تقویم منو...*
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 4:11
من در تمام روزها و ماه های گذشته تلاش کرده ام برای عادت کردن... برای طاقت اوردن... من در تمام این 20 ماه گذشته هر روز و هر ساعت تلاش کرده ام... غریبه که نیستید شما ها... از یک جایی به بعد به خودم گفتم دست از گریه کردن بکش و به جایش بجنگ... بجنگ برای عادت کردن به نبودنش... عادت کردن به ندیدنش... من ب...
حسی که بین ماست... از عشق بیشتره...
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 4:11
میدانی ... هرچقدر هم که خودم را به این در و آن در بزنم... هرچقدر هم که غصه بخورم ، گریه کنم و تریپ افسردگی بردارم... آخرش ته ِ ته ِ دلم خوشحالم... خوشحالم از اینکه هستی... از اینکه اگر هیچ کسی در دنیا را هم نداشته باشم باز هم تو هستی احساس امنیت میکنم... راستش را بخواهی وقتی به تو فکر میکنم خیالم تخ...
صدای منو کماکان از بخش داخلی میشنوید! اینجا هوا به شدت پسه !!
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 4:11
تو این مدت به درجه ای از دروج استاژر داخلی بودن نائل اومدم که هر شب تا ساعت دوازده شب نت گردی میکنم بعد ساعت دوازده تا یک هاریسون ها رو تورق میکنم و هی میزنم تو سر خودم که وااای چقد زیاده و بعد میگیرم میخوابم. امتحانم هم از اونچه که تقویم نشون میده بهم نزدیک تره! :| از شدت استرس هم دارم میمیرم! بعد ...