خرید بک لینک

قصه فقط اونجاش

که سعدی یهو برمیگرده رو میکنه به جمعیت ... دستش رو میذاره رو قفسه سینه اش، چشماشو میبنده و میگه:

"من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود"


نقل شده که بعد از این جریان دیگه سعدی هیچ وقت اون سعدی سابق نشد.

برچسب: نویسنده: بهنام میرزاده تاريخ: چهارشنبه 8 آذر 1396 ساعت: 3:29

صفحه بندی