خرید بک لینک

گاهی اوقات حس میکنم اگر خدا در حق بشر فقط همین یک کار هم میکرد برای ادم بس بود. همین خلقت اشک و گریه را میگویم. همین بس بود برای اینکه ما آدمها را به بندگی اش دراورد. همین یکی بس بود تا ثابت کند خیلی خدای خوبی است...

خدایا ! مرسی که اجازه میدهی شب های زیادی گریه کنم . ممنون که این گلوله های شور و گرم را آفریدی که سُر بخورند و بریزند پایین. ممنونم . چه همدمی میتوانستی بیافرینی صمیمی تَر از این؟ چه خلق میکردی که وقت غم همراهمان باشد؟ با همراهی تمام و بی وقفه و انقدر لطیف و حزن آلود بریزند روی صورت ادم و بعد از ساعت ها گریستن ادم را انقدر سبک کند...

کدامین مونس برای ما بود که نرود و اسرارمان را جار نزند؟ نرود و به همه نگوید که بخاطر فلان پیغام ، فلان حرف ، فلان نگاه و فلان سکوت ، انقدر سوزناک گریسته ایم؟ که نرود و به همه نگوید فلان اهنگ را ده ها بار و بی وقفه پلی کرده ایم و نیمه های شب پتو را روی سرمان کشیده ایم؟

ممنونم خدا! ممنونم که بعد از ریختن این اشک های شور به اندازه ی تمام خستگی هایمان قوی میشویم و شروع میکنیم به دوباره شکست خوردن! از تو برای این ابتکار لطیف و حزن الود و کارآمدت بی نهایت سپاسگزارم،

برچسب: نویسنده: بهنام میرزاده تاريخ: يکشنبه 24 ارديبهشت 1396 ساعت: 13:06

صفحه بندی